السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )
254
جواهر البلاغة ( فارسى )
و به اين ، ايهام تناسب گفته مىشود . مانند سخن او : كأنّ الثريّا علّقت فى جبينها * و فى نحرها الشّعرى و فى خدّها القمر « 1 » گويا ستارههاى پروين بر دو طرف پيشانىاش و ستارهء شعرى بر بالاى سينهاش ، و ماه بر گونهاش آويخته شده است . در اين شعر بين « ثريّا » و « شعرى » و « قمر » تناسب وجود دارد . همينطور بين « جبين » و « نحر » و « خدّ » . نگاهى به واژههاى شعر : « ثريّا » : ستارههاى پروين . « جبين » : اينسو و آنسوى پيشانى . « نحر » : بالاى سينه ، جاى گردنبند . « شعرى » : نام ستارهاى است . « خدّ » : گونه . توجه كنيد كه اين مثال و مثال بعدى براى اصل مراعات نظير است نه براى ايهام تناسب . و مانند : و الطلّ فى سلك الغصون كلولوء * رطب يصافحه النّسيم فيسقط و الطير يقرأ و الغدير صحيفة * و الرّيح تكتب و الغمام ينقّط و شبنم در رشتهء شاخهها چونان مرواريد تازه است كه نسيم با آن مصافحه مىكند آنگاه فرو مىافتد . و پرنده آواز مىخواند ، آبگير كتاب است و باد مىنگارد و ابر نقطه مىگذارد . در بيت نخست اين شعر بين « طلّ » : شبنم ، « غصون » : شاخهها و « نسيم » تناسب هست . و در بيت دوم بين « طير » : پرنده ، « غدير » : آبگير ، « ريح » باد و « غمام » : ابر . و بين « يقرأ » ، « صحيفه » ، « تكتب » و « ينقّط » . اين اشعار حافظ نمونههايى از مراعات نظير در فارسى است : غنچهء گلبن وصلم ز نسيمش بشكفت * مرغ خوشخوان طرب از برگ گل سورى كرد
--> - دوش در حلقهء ما قصهء گيسوى تو بود * تا دل شب سخن از سلسلهء موى تو بود ( 1 ) - اين شعر از اسيد بن عنقاء است . نگاه كنيد به معجم المصطلحات البلاغية و تطوّرها ، ص 244 .